
حقارت واژه ها رو وقتی دیدم که نتوستن مهربونیت رو توصیف کنن به اندازه تموم خوبیات دوس...
ادامه مطلب
هیچ چیز من به هیچکس مربوط نمیشهبجز حالم ...که اونم ازتون بهم میخورهخاص بدخواهامواقعیت اینه ک ...من دختریم که نه یک کمد پُر از کفشهای پاشنه دارِ ده سانتی دارمنه پیراهنهای شبِ آنچنانینه لباسهای انچنانینه کیفهای لوییس ویلتونراستش را اگر بخواهی... من عاشقِ لباس های گشاد و تیره هستم ...دیگر لاک زدن خوشحالم نمیکند ...رژ زدن برایم معنایی ندارد ...مانند دیگر دخترها هرروز به موهایم مدل های مختلف نمی دهم ...
ادامه مطلب
هیچ چیز من به هیچکس مربوط نمیشهبجز حالم ...که اونم ازتون بهم میخورهخاص بدخواهامواقعیت اینه ک ...من دختریم که نه یک کمد پُر از کفشهای پاشنه دارِ ده سانتی دارمنه پیراهنهای شبِ آنچنانینه لباسهای انچنانینه کیفهای لوییس ویلتونراستش را اگر بخواهی... من عاشقِ لباس های گشاد و تیره هستم ...دیگر لاک زدن خوشحالم نمیکند ...رژ زدن برایم معنایی ندارد ...مانند دیگر دخترها هرروز به موهایم مدل های مختلف نمی دهم ...
ادامه مطلب
دوشنبه _ 25 بهمن _ روز عشق امروز میتونست بهترین روز برام باشهروزی که برای رسیدنش لحظه شماری میکردم ... حتی بارون هم میومد... فکرمیکردم این دوشنبه ، میتونه کلی فرق داشته باشه با دوشنبه های دیگه فکرمیکردم میتونم کل این دوشنبه رو از صبح تا شب کنارxa0 بهترین کسم ، عشق زندگیم باشم چه دوشنبه عاشقانه ای میشد...
ادامه مطلب
تنهایی خیلی خوبه ولی ؛داشتن تعدادی بلیط سینما به همراه دو نفرچه فایده ای دارد وقتی حتی یک نفر هم همراهت نیستدیگر گرسنگی حس نمیشود وقتی یک نفر هم ، هم سفره ات نیست آمدن یک شبانه روز باران هیچ ذوق و شوقی ندارد وقتی هیچکس همقدمت نیست هر روز نوشتن به هیچ دردی نمیخورد وقتی کسی حتی یک خطش را هم نمیخواند...
ادامه مطلب
xa0سوزاندند ... بیست و چندسال از عمرم را ... زندگی ام را ... 9 سالگیم را ... 16 سالگیم را ... 18 سالگیم راااا ...xa0 سوزاندند انتخاب هایم xa0را ... خاکستر شدم در انتخاب هایشان ... آتش گرفتم در اتاق تنهایی که برایم ساختندxa0.. دیگر برنمیگردند آن روزهایی که میتوانستند از بهترین روزهای زندگی ام باشند ... در بیست و چند سال باقیمانده دیگر 18 سالگیم بر نمیگردد... دیگر دخترانگی هایی که نکردم برنمیگردند ......
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
23 آبان تولد مریم جونمه بهترین دوست و خواهر دنیااااااا xa0 http://dokhtereaban.blogfa.com xa0...
ادامه مطلب
یک ماه از پاییز گذشت بدون هیچ زیر باران رفتنی بدون هیچ خش خشی روی برگها بدون نوشیدن چایی داغ در عصری سرد بدون هیچ شب بارانی xa0این ماه اول پاییز تنها چیزی که داشت برایم سرماخوردگی بود آنهم نفهمیدم چرا سرماخوردم در گرما ؟؟؟؟؟؟ مهر رفت آبان آمد و من مشتاق ماه آذرم...
ادامه مطلب
xa0 میگن همه چیز زیادیش دل رو میزنه منم اینو وقتی فهمیدم که بهم گفتی چقدر عوض شدی .... xa0 واقعیت اینکه من عوض نشدم ... همون آدم دوسال پیشم فقط بیشتر دوستت دارم بیشتر دلتنگت میشم بیشتر میخوامت ۰۰۰ فقط من در همه چیز از تو جلو زدم xa0 و این (بیشتر ها ) انگاری زیادی دلت را زده اند xa0 نه من تغییری نکردم شاید تو دوست داشتنت راکد مانده xa0 پ.ن: شاید هم باید من در همین نقطه بمانم تا تو خودت را به من برسانی ؟!...
ادامه مطلب
xa0 تو زیباترین آرزوی هرشب منی xa0 ...
ادامه مطلب
آرزوهایم را لیست کرده ام تمامشان یک شکلند یکســـــــان یک اندازه ۰۰۰تو۰۰۰ تمام آرزوی منی xa0 ...
ادامه مطلب
میدانم دوستم داری اما باز میپرسم که دوستم داری ؟ چقدر ؟ تا کی ؟ دوست دارم که بپرسم و بگویی : دوستت دارم همیشه - لبخند بزنی و دستهایت را باز کنی و بگویی اینققققققققققدر دوستت دارم و بعد من هم کلی ذوق کنم و لپ هایت را بکشم و ببوسمت و فریاد بزنم که من بیشتر دوستت دارم xa0...
ادامه مطلب
xa0 خــداونــداxa0زیبـــاتــریــن لحـظه هــا را نصیــبxa0مــادرمxa0کــنxa0، xa0کــه زیبـــاتــریــن لحــظه هــایــش رابــه خــاطــر مــنxa0 از دســت داده اســتxa0......
ادامه مطلب
دقیقا هرشب درست همین موقع ها دلم بدجوری بودنتو میخواد ...
ادامه مطلب
xa0 ...
ادامه مطلب
xa0 ...
ادامه مطلب
فردا اول پاییز پنجشنبس روز شانس یه آذرماهی قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیوفته پاییز هم مثل فصل های دیگه فردا هم مثل دیروز و پریروز تموم میشه و میگذره من فقط خوشحالم بخاطر اومدن پاییز در روز پنجشنبه بدون اینکه قرار باشه اتفاق خاصی بیوفته...
ادامه مطلب
یه زندگیه بی حاشیه که از آدمای بیخود هم خالیه آسمون بالاسرمونم که آبیه همه چی هم که کنار تو عالیه لحظه هامون پر از خوشحالیه عشق بین منوتو رویاییه .xa0xa0 ..xa0xa0 ....
ادامه مطلب
یهویی چشمم خورد به تقویم (27 شهریور 1395) خوشحال شدم هم بخاطر اینکه چندروز دیگه پاییزه هم اینکه یه پاییز دیگم تو کنارمی یادش بخیر پاییز گذشته دوتایی زیر بارررروووونننن قدم زدنامون دوردور کردنامون تو پارک نشستنمون سردم میشد بغلم میکردیو چایی میخوردیم سرماخوردگیم (سوپ میگرفتی و بزور میدادی میخوردم نصفش میریخت رو لباسام خخ) هی تند تند بوسم میکردی من خوب میشدم تو مریض میشدی و ................. پاییز رو با تو دوسدارم امیدوارم پاییز خوبی باشه برامون...
ادامه مطلب